گفتگو با خسرو سینایی، مستندساز و سینماگر

خسرو سینایی، کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی تاکنون بیش از 120 فیلم در بخش‌های مستند، داستانی و سینمایی ساخته است و از این حیث جزو ثابت قدم ترین سینماگران تاریخ سینمای ایران محسوب می‌شود. او در «جزیره رنگین» به مسائلی نظیر موسیقی، آداب و سنن و باورها و فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی مردم جزیره هرمز با نگاهی سرشار از نور و رنگ و زیباشناسی می‌پردازد.

خسرو سینایی کارگردان و فیلمنامه‌نویس ایرانی، زاده 29 دیماه 1319 است. او فارغ‌التحصیل کارگردانی و فیلم‌نامه‌نویسی از آکادمی هنرهای نمایشی و رشته تئوری موسیقی از کنسرواتوار وین است. سینایی از سال ۱۳۴۶ در وزارت فرهنگ و هنر و از سال ۱۳۵۲ در تلویزیون ايران شروع به کار کرد. او فعالیت سینمایی خود را در سال ۱۳۵۸ با کارگردانی فیلم زنده باد ... آغاز کرد. سینایی افزون بر نویسندگی و کارگردانی، ساخت موسیقی و تدوین برخی از آثارش را نیز بر عهده داشته است.
 آثار او معمولاً بر پایه مستندهای اجتماعی استوار هستند. سینایی در سال ۱۳۸۷ موفق به دریافت نشان ویژه کشور لهستان از سوی رییس‌جمهور این کشور شد. او این نشان را به خاطر ساخت فیلم مستند مرثیه گمشده که روایت‌گر مهاجرت هزاران لهستانی به ایران در سال‌های ۱۹۴۱ و ۱۹۴۲ است، دریافت کرد.
خسرو سینایی فیلم هایی چون «کویر خون»، «مثل یک قصه»، «گفتگو با سایه»، «عروس آتش»، «در کوچه های عشق»، «یار در خانه»، «مرثیه گمشده» و «مرثیه درون» را جلوی دوربین برده است.
جزیره رنگین آخرین ساخته اوست که از ۶ دی ماه اکران خود را در گروه سینمایی «هنر و تجربه» آغاز کرده است. «جزیره رنگین» فیلمی با فضایی مستند داستانی است که در جشنواره سی و سوم فیلم فجر برای اولین بار به نمایش در آمد.
به بهانه اکران «جزیره رنگین» با کارگردان پیشکسوت سینمای ایران که یکی از اعضای صندوق هنر و عضو هیات موسس صندوق نیکوکاری هنر هستند به گفتگو نشستیم.
سینایی در آغاز سخن با اشاره به تعریف سینمای فاخر گفت: سینما، اگر بعنوان یک ابزار دیده شود با آن همه کار می توان انجام داد. در برخی از مصاحبه ها از من در مورد سینمای فاخر سوال شده و من گفته ام سینمای فاخر را فقط پول نمی سازد، ما هر چقدر برای ساخت فیلم هزینه کنیم به معنای آن نیست که آن فیلم خوبی است، بلکه محتوای ذهنی که در فیلم می باشد، تعیین کننده است که نهایتاً باید تشخیص داد که از چه میزان کمتر، نباید برای ساخت آن هزینه کرد که به کیفیت فیلم لطمه وارد نشود.
ایشان افزود: به اعتقاد من یک فیلمساز تا زمانی فیلمساز است که فیلم می‌سازد. ممکن است کسی یک یا دو فیلم خوب بسازد ولی آن لحظه که به اتمام رسید آن فیلم ها در خاطره تاریخی هنر یک مملکت ماندگار شود. من عمرم را روی فیلمسازی گذاشتم و پستی و بلندی های زیادی را در آن تجربه کردم و لحظات سختی را با آن گذراندم، اما لحظات سخت هم پس از آنکه می‌گذرند شخص می بیند که این مشکلات به تجربیات او اضافه کرده اند و من همیشه ممنون این کار بوده ام .
سینایی در ادامه تصریح کرد: من از سال 1346 دو راه مستند و داستانی را در کنار هم تجربه کردم، تعداد زیادی فیلم مستند ساختم، البته بیشتر این تولیدات فیلم داستانی کوتاه بود. تنها چیزی که اکنون احساس می‌کنم دیر اقدام کردم این بود که قبل از انقلاب فیلم بلند نساختم و طبعاً فیلم های کوتاه کمتر دیده و مطرح شدند، به همین دلیل چون امکان نمایش فیلم های مستند بیشتر بود، مهر مستند به من خورد و هیچ اشکالی ندارد، ولی فراموش شد که در جوار آنها تعداد زیادی فیلم های داستانی ساخته شده است.
کارگردان جزیره رنگین با اشاره به تجربیات خود اظهار داشت: من از سال 1349 شروع به همکاری با انجمن اولیا و مربیان کردم که حاصل آن30 فیلم داستانی از 3-2 دقیقه تا 54-53 دقیقه‌ای شد و ما در این فیلم‌های داستانی میخواستیم که مردم خودشان را ببینند و احساس نکنند که الان یک بازیگر معروف آن نقش را بازی میکند. کار کردن با نابازیگران را در فضا های واقعی یاد گرفتم و تمرین کردم. غیر از فیلم "فرار" که با بازی محمد علی کشاورز در سال 1353 بود، بقیه فیلم هایم را با بازیگران گمنام که شناخته شده نبودند و یا در کل نابازیگر بودند ساختم. این داستان ها بر اساس نامه هایی که به انجمن اولیا و مربیان نوشته میشد ومن آنها را می خواندم شکل می گرفت. آنهایی که مناسب بودند را انتخاب می کردم، بر اساس آن سناریو می نوشتم و فیلم را می ساختیم که در آن زمان چهار نفر دوست بودیم که با همدیگر کار می کردیم، من، مرحوم قوانلو ،عباس محمدی و علی اصغر اسکندری که اسم آن را پلاتو 16 گذاشته بودیم، دلیلش این بود که من فکر می کردم اینها فیلم من نیست و من برای آن مقصود فیلم می سازم. به این نتیجه رسیدم که مستند ها می توانند هر کدام موضوعی را تعریف کنند و آن داستان ها هم می توانند بر اساس واقعیات موجود شکل گیرند و بعد  کارهای مختلف را در فیلمهای بلند تجربه کردم. مثلاً در سال 1369  فیلم داستانی "در کوچه های عشق" ساخته شد، سعی کردم با تکنیک مستند این فیلم را بسازم نه اینکه بخواهم بازی فرم در بیاورم، احساس می کردم چون ماجراهای پس از جنگ مطرح می شود، خوب است بیننده این احساس را داشته باشد که این اتفاق ها افتاده، یعنی فیلم داستانی با تکنیک مستند است و نمایش نیست.
ایشان افزود: درسال 1375  فیلم" کوچه پاییز" را بر اساس زندگی مرحوم ژازه طباطبایی ساختم که یک فیلم مستند بود اما فکر نمی کردم یک فیلم سینمایی را با بافت داستانی کار کنم، البته جذابیت زیادی برای من داشت که ببینم چگونه می شود این دو را در هم ادغام کرد. پس از آن فیلم  "گفتگو با سایه" را ساختم و از طرفی مجبور بودم در مورد مرحوم صادق هدایت بر اساس یکسری اسناد، کارت پستال ها و عکس ها کار کنم واز طرفی دیگرمی خواستم که زنده بشود، نه فقط به این دلیل که این کار را کرده باشم، اما یک واقعیت وجود دارد، وقتی که شما می گویید فیلم مستند است در واقع بیننده خاص خود را می خواهد و هر بیننده ای با سینمای مستند کنار نمی آید. 
وی در ادامه بیان داشت: من فکر می کنم می توانیم کاری را انجام دهیم که زیر بنای آن مستند اما به نوعی فرم های داستانی داشته باشد که بیننده توسط آن فرم های داستانی جذب شود و به آگاه هایی که در سینمای مستند داریم، واقف گردد. من همیشه گفته ام در سینمای مستند پای فیلم ساز میتواند روی زمین ولی سر او بالای ابرها برود، در واقع آنجا فقط به اسناد و مدارک وابسته نباشد. راهی است که کمی ریسک دارد اما به نظرم به ریسک آن  می ارزد.
کارگردان فیلم تحسین شده «عروس آتش» در بخش دیگر سخنان گفت: من طی 48 سال کار می بینم که در این مسیر خیلی پیشرفت کرده ایم بخصوص نسل های جوان تر که راه های متنوع تری را پیش گرفته اند، من معتقدم که در هنر چارچوب خاصی وجود ندارد اما ابتدا باید چارچوب ها را خوب شناخت ولی خیلی ها می گویند که به چارچوب ها کاری ندارند و درعمل می بینیم که اصلاً چارچوب ها را نمی شناسند. بطور مثال مقایسه رامبراند و استاد کمال الملک که هر دو نقاش می باشند، اما هرکدام چارچوب خاص خود را انتخاب و درآن حرکت کرده اند.
سینایی درخصوص ایده ساخت «جزیره رنگین » بیان کرد: فیلم "جزیره رنگین" حاصل تمامی این تجربه هاست، تجربه هایی که نگاه مستند را می سازد، تجربه هایی که داستان را می سازد و تجربه هایی که چگونه این دو را در هم ادغام میکنند. "جزیره رنگین" یک پیشنهاد و یک نگاه می باشد و می تواند معرف یک راه در سینمای ایران باشد. من با توجه به شرایطم می خواستم زمان را روی کارهای کوچک نگذارم و حاصل 48 سال کار خود را در یک فیلم پیاده کنم.
وی در بخش دیگر صحبت‌هایش با اشاره به فیلم «مرثیه گمشده» عنوان کرد: پس از اینکه فیلم"مرثیه گمشده" در لهستان به نمایش در آمد و از طرف رییس جمهور لهستان نشان "شوالیه" به آن تعلق گرفت، من پیشنهاد ساخت یک فیلم داستانی سینمایی مشترک میان ایرا ن و لهستان را مطرح کردم  که مورد استقبال قرار گرفت. من فیلمنامه" قطار زمستانی" را با این نگاه که دو بازیگر حرفه ای و معروف در آن نقش آفرینی کنند نوشتم. برای ساخت این فیلم توافقنامه ای هم به امضا رسید اما با جابجایی مسئولین ما و موافقان و مخالفانی که در لهستان بر سر بودجه وجود داشت، ساخت این فیلم به تعویق افتاد و بعد از طی این مراحل بدلیل مشکلات مالی در ایران این فیلم ساخته نشد.
کارگردان «جزیره رنگین » با اشاره به اینکه احمد نادعلیان الهام بخش این فیلم بود گفت: طی چهار سال که از ساخت آخرین فیلم من می گذشت، طی دوبار سفر به جزیره هرمز، فعالیت های دکتر نادعلیان را بعنوان یک استاد نقاشی و هنر و ارتباط او با مردم جزیره را دیدم. به این ترتیب تصمیم گرفتم فیلمنامه ای را تدوین کنم . این شروع کار "جزیره رنگین" بود.
سینایی با اشاره به بازتاب نمایش فیلم در کشورهای دیگر گفت: اولین بار "جزیره رنگین" خارج از ایران در دانشگاه لهستان نمایش داده شد و استقبال چمشگیری از آن بعمل آمد عکس العمل آنها برای من خیلی جالب بود ومی گفتند این راه مستند داستانی که شما پیش گرفته اید برای ما بسیار جذاب و متفاوت است وراهیست که در اروپا متداول شده است..همین فیلم به جشنواره ونکوور کانادا فرستاده شد و در روزهای 7-6 اکتبر به نمایش در آمد. با اینکه ما در آنجا حضور نداشتیم و حتی تبلیغی برای این فیلم نشده بود برای من جالب بود که روز اول سالن نمایش تقریباً پر شده بود ودر روز دوم استقبال خوبی صورت گرفت و تمامی بلیط ها پیش فروش شد و رای میانگین آرا تماشاگران از یک الی پنج، عدد نزدیک به چهار را به خود  اختصاص داد و شنیده ام که تلویزیون اسلوونی هم این فیلم را خریداری کرده است.
کارگردان فیلم «شرح حال» با اشاره به همکاری با افراد جوان و بازیگران محلی در کارهایش گفت: من در جزیره هرمزتجربه کردم که چه جوان ها و افراد با استعدادی هستند که امکان دیده شدن ندارند. پس ما می توانیم سناریو فیلم ها را بر اساس تنوعی که در فضای فرهنگی ایران می باشد، بسازیم. تا آنجایی که منطق سناریو به ما اجازه می دهد از بازیگران محلی و علاقمند به هنر استفاده کنیم و سینما را از محدوده تهران و ستاره های معروف و ... خارج کنیم. در فیلم "جزیره رنگین" جاهایی که مکالمه افراد برای پیشبرد داستان ضروری نبود، خواستم که بازیگران با لهجه خود صحبت کنند تا حال و هوای لهجه به شکل اصیل مطرح شود. گاهی باید جرات کنیم و راه های دیگر را تجربه نماییم.
وی با اشاره به فراهم کردن شرایط اکران این فیلم سینمایی گفت: امیدوارم که این فیلم که در گروه هنر و تجربه اکران می شود بدرستی ارائه شود، چرا که این فیلم ، فیلمی غیر متعارف است. در گروه هنر و تجربه نوع متفاوتی از فیلم ها اکران می شود وبیننده های آن را افراد جوان وعلاقمند به سینما هستند، بر خلاف بیننده های عادی که بدنبال ستاره و داستان و ... هستند. دوست دارم که بیننده ها، این فیلم را بدون پیش داوری ببینند، چنانچه در لهستان و کانادا دیده شد.
ایشان در پایان گفت: امسال 48 سال می شود که با انواع و اقسام فیلم ها که بیش از یکصد فیلم از جمله : فیلم کوتاه ،بلند، مستند، داستانی و مستند – داستانی می باشد فعال هستم و خوشبختانه من نسل جوان را نسلی بسیار با استعداد و علاقمند که آثار خوبی هم خلق کرده اند می بینم و آنچه که من مطرح میکنم این است که هر چیزی را باید سرجای خود قرار دهیم تا دچار مشکل کمتری شویم.  بهترین راهکار این است که سینما را یک ابزار ببینیم، نه چیزی جز ابزار، و بپذیریم که اگر یکصد فیلم در سال تولید می شود چه اشکالی دارد که 10 فیلم متفاوت باشد و رنگ و بوی دیگری داشته باشد و بر اساس فرمول های شناخته شده نباشد.
توجه نهایی ما به این مساله باشد که فیلم فقط از داستان و هنر پیشه تشکیل نمی شود. فیلم پدیده ای است که متکی به دو عامل می باشد: یک طرف بخش ادبی و هنر پیشه است و طرف دیگر بخش تجسمی که معمولا باعث می شود فیلم هایی که داستان خوب و هنر پیشه های خوب دارند در بسیاری از موارد کامل نباشند.
"جزیره رنگین" فیلم سبکبالی بود و کل گروه  ایامی که درجزیره هرمز مشغول به ساخت این فیلم بودیم لذت می بردیم و معمولاً کاری که با لذت انجام می شود نتیجه خوبی دارد. در پایان به آنچه یاد گرفته ام توصیه میکنم: در عالم هنر در برخورد با هر اثری چه موسیقی، چه نقاشی وحتی یک داستان ادبی و... باید با کلید آن برخورد کرد. به نظر من امثال فیلم "جزیره رنگین" می تواند گستره سینما را در سطح مملکت وسعت دهد وامیدوارم که این اتفاق بیافتد.

روابط عمومی منبع: روابط عمومی