گفتگو با موسی کمالی، هنرمند هرمزگانی و سرپرست گروه موسیقی جهله

موسی کمالی چاهویی زاده 8 بهمن ماه 1347، از هنرمندان برجسته هرمزگانی است که علاوه بر جهله نوازی و جهله نگاری  تاکنون در زمینه ، فیلم سازی، سفال گری، ترانه سرایی و .. فعالیت کرده است. دو مستند با نام های بچه های شرجی و دختران شرجی از ساخته های اوست. از او به عنوان خالق نوای جهله یاد می شود.

با موسی کمالی، هنرمند محجوب کشورمان که مهمان صندوق اعتباری هنر بودند به گفتگو نشستیم.
کمالی در آغاز سخن با اشاره به شروع کار هنری گفت: در سال  63 موسیقی رابا عضویت در امور تربیتی آموزش و پرورش بندرعباس شروع کردم. با قرآن، نهج البلاغه و سرود آشنا شدم و از همانجا متوجه علاقه ام به موسیقی شدم. سرودهای دانش آموزی را تنظیم و حتی بعضی از ترانه ها را خودم می نوشتم. در سال 72 به عضویت انجمن سینمای جوان بندرعباس درآمدم و سه فیلم مستند ساختم. یک مستند کوتاه هشت میلی متری و دو مستند به نام بچه‌های شرجی و دختران شرجی که زندگی کودکان و نوجوانان بندرعباسی را به تصویر می‌کشید.
این مستندها در چند جشنواره حضور پیدا کرد که در جشنواره بیستون بچه های شرجی جز سه کاندید اول فیلم مستند بود.
کمالی در خصوص ایده تشکیل گروه جهله گفت: حین فیلمسازی و عکاسی سفری به میناب و کارگاه سفال گری داشتیم که جهله را دیدم من شروع به نواختن با آن کردم و زمینه تشکیل گروه موسیقی جهله را در ذهنم شکل گرفت.  گروه جهله در سال 74 با 17عضو شروع شد که همه نوازنده جهله بودند بعدها استاد قنبر راستگو به این گروه اضافه شد. به مرور تعدادی سازهای کوبه ای را اضافه کردیم، حتی با گیتار آکوستیک کارهایی را با آقای قنبر راستگو تنظیم که به صورت شروه خوانی اجرا کردند. این گروه اجراهای مختلف برای تلویزیون و جشنواره های داخلی و خارجی داشته که با استقبال علاقمندان روبرو شد. اما متاسفانه این گروه با وجود سابقه 16 ساله تاکنون در جشنواره فجر نتوانسته شرکت کند . البته بیماری خود من نیز سبب شد مقداری از کارهای من عقب بیفتد.
این هنرمند در خصوص ساز جهله گفت: جهله در اصل چهله بوده یعنی چاه کوچک که هم نگاه دارنده و هم حمل کننده است. جهله سه نوع مختلف دارد. سایز بزرگ را جمالی می گویند، نوع معمولی و نوع سوم گدوک یعنی کوچک. سفال نوازی در ایران قدمت بیش از2000 ساله دارد. در دوره ای صوفی ها با ظروف سفالی اصواتی را در می آوردند. ما کاربرد جهله را تغییر دادیم و بعنوان ساز از آن استفاده کردیم. سه نوع مختلف و با سه صدای مختلف. سازهای کوبه ای ما هم سه طبل با صداهای مختلف است. سفال نوازی در خیلی از نقاط دنیا مثل هند مرسوم است اما اولین بار سفال نوازی در منطقه ما توسط گروه جهله انجام شد. 
ایشان در ادامه افزود: تاکنون بر روی جهله پژوهش نشده است. من خودم شخصاً مطالعاتی کرده ام اما نیازمند کار پژوهشی گسترده است. سالیان سال زندگی مردم با این سفال بوده است و ابزار دست مردم بوده است.
کمالی در خصوص برگزاری کارگاه آموزشی جهله گفت: من این ساز را آموزش میدهم و بزودی با همکاری هنرمندانی که سازهای کوبه ای می زنند کارگاه آموزشی برگزار خواهیم کرد که به ساز جهله هم پرداخته می شود.
خالق نوای جهله ضمن تشکر از صندوق اعتباری هنر، محسن شریفیان و رضا صادقی در حل مساله هزینه درمان ایشان گفت: هنرمندان زنجیره ای هستند که به مردم وصل هستند و یکی از شاخصه های شادی مردم  هنرمندان هستند. این اتفاقی که افتاد باعث شد هنرمندانی چون من، قنبر راستگو و .. که در این عرصه سالیان سال زحمت کشیدند ، صدای همدیگر شوند و پیام را به گوش مسئولین برسانند.
ایشان افزود: بدنبال اطلاع رسانی خبرگزاری ایسنا ، هنرمند با سابقه ای مانند محسن شریفیان که سالیان سال در این عرصه زحمت کشیده است و با وجود اینکه تاکنون از نزدیک همدیگر را
 ندیده ایم، مدال فستیوال بین المللی نوازندگان نی‌انبان جهان خود را برای درمان من به حراج گذاشت که با همراهی و حمایت صندوق اعتباری هنر من تحت عمل جراحی قرار گرفتم و مراحل درمانم طی شد.
وی در خصوص فعالیت های جدید خود گفت: اخیراً نمایشگاه نقاشی به نام جهله نگاری در گالری آرت نگربرگزار کردم. 
اکنون مشغول بازنویسی مجموعه داستان کوتاه هستم که انشاالله بتوانم آن را چاپ نمایم. همچنین پیگیر ثبت معنوی ساز جهله از طریق میراث فرهنگی هستم.
کمالی در ادامه افزود: همچنین مشغول نوشتن کتابی به نام سمفونی خنجی هستم. این کتاب در خصوص ورود صنعت به استان هرمزگان است. داستان ورود صنعت ریسندگی و آمدن آدم ها از اطراف به کارخانه ریسندگی و بافندگی خنجی است. این کارخانه حدود هزار کارگر داشت و تا مدتی پیش نیز فعالیت می کرد. حضور آدم ها در اطراف این کارخانه تا تعطیلی آن موضوع این کتاب است. کتاب بصورت داستانی و با مستندات موجود روایت می شود.
وی با اشاره به فعالیت های پژوهشی خود گفت: من از 12 سالگی موسیقی کار می کنم. اطراف من پر از صدای موسیقی بود. صدای دریا و موسیقی زار که در منطقه اجرا می شد همیشه به گوش می رسید و من با این موسیقی ارتباط برقرار کردم. از همان موقع  هم مشغول کار پژوهشی بر روی موسیقی خصوصاً موسیقی زار هستم. بخشی از کارمن پژوهش است یک مجموعه پژوهشی با موضوع خلیج فارس و هرمزگان دارم. بخشی از آن مرتبط است با  ارتباط تاریخی و تجاری این منطقه و اتفاقاتی که در این زمینه رخ داده است و بخش دیگر آن به افسانه ها و باورها مربوط می شود که زار هم جز آن محسوب می شود.
این هنرمند در خصوص لزوم حمایت  از هنرمندان گفت: خیلی از هنرمندان مانند لوطی ها، خنیاگران و... میراث معنوی هنر کشور ما هستند اما متاسفانه حمایتی از آنها صورت نمی گیرد. خیلی از این افراد از حداقل مسائل معیشتی بهره مند نیستند. امیدوارم مسئولان توجه بیشتری به موسیقی محلی نشان دهند زیرا روز به روز هویت فرهنگی ما رو به افول است. کنسرت موسیقی پاپ به طور مرتب برگزار می شود اما دریغ از برگزاری یک شب  موسیقی محلی. امیدوارم روی موسیقی نواحی سرمایه گذاری شود تا مانع فراموشی نواها و آواهایی که میراث گذشتگان ماست شویم.
کمالی در پایان تصریح کرد: هنر در وجود هنرمندان نهادینه شده است و هنرمند نمی تواند از خود فرار کند.خیلی موقعیت پیش می آید که هنرمند به مکان دیگری مهاجرت کند. من با وجودیکه چند بار به خارج از کشور رفته ام و موقعیت مهاجرت داشته ام هیچگاه دوست نداشتم میناب و بندر را از دست بدهم. من پیام خود ر ا تنها از طریق پرورش در محیط خودم می توانم انتقال دهم. اگر پیام را برسانم و به وطنم باز نگردم چیز خوبی نیست. موسیقی هرمزگان علی رغم دامنه وسیعی که دارد توجه لازم به آن نمی شود. منابع پژوهشی در این زمینه خیلی کم است. امیدوارم مسئولین در زمینه حفظ و نشر موسیقی منطقه اهتمام لازم را داشته باشند. من شخصاً از خالو قنبر 30 ساعت تصویر گرفته ام. قصه های او را ضبط کرده ام. ما خودمان تلاش
می کنیم اینها را جمع آوری کنیم امیدوارم از ما حمایت شود که بتوانیم این منابع ارزشمند را ارائه دهیم. هنوز مستند خوبی در خصوص خالو قنبر ساخته نشده است. متاسفانه هنرمندان ارزشمندی مانند خالو قنبر از نظر معیشتی در شرایط مساعدی زندگی نمی کنند و نیازمند حمایت مدیران فرهنگی کشور هستند.


کارشناس روابط عمومی منبع: روابط عمومی